به یک هيزم شکن ماهري ، کاري دريک تجارتخانه بزرگ چوب پيشنهاد شد و اون قبول کرد. حقوق پيشنهادي و همه شرايط کار فوق العاده بود و به همين خاطر هيزم شکن عزمش رو جزم کرد که تمام تلاشش رو بکنه و کار رو به نحو احسن انجام بده. کارفرما يه تبر بهش داد و بعد هم اونو به محل کارش برد. روز اول 15 تا درخت رو انداخت. کارفرما براي کار خوبش ازش تشکر کرد و بهش گفت که همينطوري ادامه بده... اين تشويق باعث شد هيزم شکن تو کارش انگيزه بيشتري پيدا کنه روز بعد هيزم شکن بيشتر تلاش کرد ولي اين بار 10 تا درخت رو انداخت روز سوم حتي از روز دوم هم بيشتر سعي کرد ولي فقط 7 تا درخت رو تونست قطع کنه هر روز که ميگذشت تعداد درختها کمتر ميشد با خودش گفت حتما دارم قدرتمو از دست ميدم رفت پيش کارفرما و بهش گفت که چي شده و اينکه چقدر ناراحته. کارفرما گفت: آخرين بار کي تبرتو تيز کردي؟ هيزم شکن گفت: تيز؟؟؟ وقت نداشتم تيزش کنم! سرم گرم قطع کردن درختا بود!!! گاهي تو زندگي لازمه که يه کم وايسيم و نگاهي به خودمون و داشته هامون بندازيم.. چيزايي که داريم هميشه کافي و کامل نيستن . کليد موفقيت اينه که هر چند وقت يه بار تبر وجودمونو تيز کنيم! __________________

آقاي جك رفته بود استخدام بشود ، صورتش را شش تيغه كرده بود و كروات تازه اش را به گردنش بسته بود ، لباس پلو خوري اش را پوشيده بود و حاضر شده بود تا به پرسش هاي مدير شركت جواب بدهد. اقاي مدير شركت بجاي اينكه مثل نكير و منكر ، آقاي جك را سين جين بكند ، يك ورق كاغذ گذاشت جلوش و از او خواست تنها به يك سئوال پاسخ بدهد. سئوال اين بود: شما در يك شب بسيار سرد و طوفاني ، در جاده اي خلوت رانندگي ميكنيد ، ناگهان متوجه ميشويد كه سه نفر در ايستگاه اتوبوس ، به انتظار رسيدن اتوبوس ، اين پا و آن پا ميكنند و در آن باد و باران و طوفان چشم براه معجزه هستند تا اتوبوس بيايد و آنها سوار شوند. يكي از آنها پيره زن بيماري است كه اگر هر چه زودتر كمكي به او نشود ممكن است همانجا در ايستگاه اتوبوس غزل خداحافظي را بخواند. دومين نفر، صميمي ترين و قديمي ترين دوست شما است كه حتي يك بار جان شما را از مرگ نجات داده است. اما نفر سوم دختر خانم بسيار زيبا و جذابي است كه زن رويايي شما مي باشد و شما همواره آرزو داشتيد او را در كنار خود داشته باشيد . حال اگر اتوموبيل شما فقط يك جاي خالي داشته باشد ، شما از ميان سه نفر كداميك را سوار ماشين تان مي كنيد؟؟؟ پير زن بيمار؟؟ دوست قديمي؟؟ يا آن دختر زيبا را ؟؟ جوابي كه آقاي جك به مدير شركت داد، سبب شد تا از ميان دويست نفر متقاضي، برنده شود و به استخدام شركت درآيد. و اما پاسخ آقاي جك: آقاي جك گفت: من سوييچ ماشينم را ميدهم به آن دوست قديمي ام تا پير زن بيمار را به بيمارستان برساند و خود من با آن دختر خانم در ايستگاه اتوبوس ميمانم تا اتوبوس از راه برسد و ما را سوار كند __________________

استادي درشروع کلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است ؟ شاگردان جواب دادند 50 گرم ، استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمي دانم دقيقا“ وزنش چقدراست . اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي خواهد افتاد ؟ شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد، استاد پرسيد خوب ، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد؟ يکي از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد ميگيرد. حق با توست . حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه؟ شاگرد ديگري جسارتا" گفت : دست تان بي حس مي شود عضلات به شدت تحت فشار قرار ميگيرند و فلج مي شوند . و مطمئنا“ کارتان به بيمارستان خواهد کشيد و همه شاگردان خنديدند. استاد گفت : خيلي خوب است . ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغييرکرده است؟ شاگردان جواب دادند : نه پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟ درعوض من چه بايد بکنم؟ شاگردان گيج شدند. يکي از آنها گفت : ليوان را زمين بگذاريد. استاد گفت : دقيقا" مشکلات زندگي هم مثل همين است اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد اشکالي ندارد. اگر مدت طولاني تري به آنها فکر کنيد، به درد خواهند آمد اگر بيشتر از آن نگه شان داريد، فلج تان مي کنند و ديگر قادر به انجام کاري نخواهيد بود. فکرکردن به مشکلات زندگي مهم است. اما مهم تر آن است که درپايان هر روز و پيش از خواب، آنها را زمين بگذاريد به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرند هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هرمسئله و چالشي که برايتان پيش مي آيد، برآييد. دوست من ، يادت باشد که ليوان آب را همين امروز زمين بگذاري زندگي همين است.

Need for Speed: Undercover

ناشر : Electronic Arts توزیع کننده : Electronic Arts ======================== ژانر : Racing درجه بندی : ESRB: Rating Pending RP ======================== پلتفرم : Microsoft Windows - PlayStation 2 - PlayStation 3 - PlayStation Portable - Wii -Xbox 360 - Mobile phone - iPhone قابلیت ها : Single Player تاریخ انتشار : November 18 2008 - November 21 2008 رسانه : Blu-ray Disc - DVD - Wii Optical Disc سیستم مورد نیاز برای بازی : N/A طرح : داستان بازی در مورد یک مامور پلیس است که به شبکه تبهکاران Tri-city, شهر تخیلی داستان, نفوذ می کند. تنها رابط بازیکن در بازی Chase Linh با بازی Maggie Q است. گیم پلی بازی بازیکن را قادر می سازد تا از حرکات , رانندگی ها و بدل کاری های هالیوودی استفاده کند تا احساس یک قهرمان را داشته باشد.http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/b/b1/Nfsuc-win-cover.jpg

اولین نرم افزار من

با سلام خدمت دوستان این اولین نرم افزار من هستش یه ماشین حساب ساده با حجم 3 کیلو بایت دانلود کنید جالبه منتظر نظر هاتون هستم کد: http://www.mediafire.com/?2m09immpmwy

عکس های گلشیفته

شرمنده بچه ها به دلیل عجله ای بودن کار خودتون لینک را در مرور گرتون وارد کنید و صبر کنید تا بیاد وبلاگ من ...........................

عکس های بی حجاب و لختی  گلشیفته فراهانی بازیگر محبوب ایرانی

http://www2.pictures.gi.zimbio.com/Body+Lies+New+York+Premiere+Inside+Arrivals+-jyioAtlzjol.jpg http://www1.pictures.gi.zimbio.com/Body+Lies+New+York+Premiere+Inside+Arrivals+9H5bgBneqG-l.jpg http://www1.pictures.gi.zimbio.com/Body+Lies+New+York+Premiere+Inside+Arrivals+DwdGF8f2pzkl.jpg http://www1.pictures.gi.zimbio.com/Body+Lies+New+York+Premiere+Inside+Arrivals+mzNAWu0q0vPl.jpg http://www2.pictures.gi.zimbio.com/Body+Lies+New+York+Premiere+Outside+Arrivals+T-gjsJuDesPl.jpg http://www1.pictures.gi.zimbio.com/Body+Lies+New+York+Premiere+Outside+Arrivals+oO4_mbYCn9rl.jpg http://www4.pictures.gi.zimbio.com/Body+Lies+New+York+Premiere+Outside+Arrivals+d1Lx9WTAeHUl.jpg

25 مرگ عجیب در دنیا

مرگ شتری است که روی همه می خوابد امیدوارم تکراری نباشه فقط : ۱) آرنولد بنت: داستان نویس انگلیسی(۱۸۶۷،۱۹۳۱) وی برای آنکه ثابت کند آب شهر پاریس از نظر بهداشتی کاملا سالم است، یک لیوان از آن را خورد و در اثر تیفوئید ناشی از آن در گذشت! ۲) آگاتوکلس: (خودکامه سراکیوز ۳۶۱، ۲۸۹ ق.م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد. ۳) آلن پینکرتون: (موسس آژانس کارآگاهی آمریکا ۱۸۱۹، ۱۸۸۴) هنگام نرمش صبحگاهی به زمین خورد و زبانش لای دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقاریای ناشی از این زخم درگذشت. ۴) آیزادورا دانکن: (رقاص آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۲۷) هنگامی که در اتومبیل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبیل گیر کرد و گردنش شکست و خفه شد. ۵) اسکندر کبیر: (پادشاه مقدونی ۳۵۶ ،۳۲۳ ق.م) به دنبال دو روز میگساری و عیاشی در اثر تب درگذشت. ۶) الکساندر: (پادشاه یونان ۸۹۳،۱ ۱۹۲۰) یک میمون خانگی گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت. ۷) تامس آت وی: (نمایشنامه نویس انگلیسی ۱۶۵۲، ۱۶۸۵) مرد فقیری بود. به دنبال روزها گرسنگی سرانجام یک گیته به دست آورد و با آن یک دست پیچ گوشت خرید و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گیرش شد و خفه اش کرد! ۸) تامس می: (مورخ انگلیسی ۵۹۵،۱ ۱۶۵۰) بر اثر بلعیدن غذای زیادی، خفه شد. ۹) جان وینسون: (ماجرا جوی بریتانیا ۱۵۵۷، ۱۶۲۹) وی در ۷۲ سالگی از اسب به زمین افتاد و میخی وارونه بر زمین افتاده بود، در سرش فرو رفت. ۱۰) جروم ناپلئون بناپارت: (آخرین بناپارت آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۴۵) در سنترال پارک نیویورک، پایش به زنجیر سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخم های حاصله در گذشت. ۱۱) جورج دوک کلارنس: (انگلیسی ۱۴۴۹،۱۴۷۸) به دستور برادرش ریچارد سوم در خمره شراب خفه شد. ۱۲) جیمز داگلاس ارل مورتون: (۱۵۲۵،۱۵۸۱) بوسیله دستگاهی شبیه گیوتین که خودش آن را به اسکاتلندیان معرفی کرده بود، سر بریده شد. ۱۳) رودولفونی یرو: (ژنرال مکزیکی ۱۸۸۰، ۱۹۱۷) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگینی طلاهایی که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد. ۱۴) زئوکسیس: (نقاش یونان قرن پنجم ق.م) به تصویری که از یک ساحره پیر کشیده بود آنقدر خندید که یکی از رگ هایش پاره شد و مرد! ۱۵) ژراردونرال: (نویسنده فرانسوی ۱۸۰۸ ،۱۸۵۵) با بند پیشبند، خودرا از تیر چراغ برق خیابان حلق آویز کرد. ۱۶) فرانسیس بیکن: (۱۵۶۱،۱۶۲۶) براثر گرفتاری در یک سرمای ناگهانی گرفتار شد و درگذشت. ۱۷) فالک فیتز وارن چهارم: (بارون انگلیسی ۱۲۳۰، ۱۲۶۴) در بازگشت از یک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشیده بود، در درون زره اش خفه شد. ۱۸) کلادیوس اول: (امپراتور روم ۵۴ ب م. ۱۰ ق.م) با یک پر آغشته به سم خفه شد. ۱۹) کنت اریک مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ:(۱۸۶۰، ۱۸۹۵) این انگلیسی در اثر خشم ناشی از مستی، با سیخ بخاری به دوستش حمله کرد، اما خودش توی بخاری افتاد و سوخت. ۲۰) گریگوری یفیموویچ راسپوتین: (۱۸۷۱،۱۹۱۶) وزنه ای به بدنش بستند و در رود نوا غرقش کردند. ۲۱) لایونل جانسن: (شاعر انگلیسی ۱۸۶۷ ،۱۹۰۲) از روی چهارپایه پشت بار به زمین افتاد و در اثر زخمهای حاصله در گذشت. ۲۲) لنگی کالیر: (کلکسیونر آمریکایی ۱۸۸۶،۱۹۴۷) در خانه خود و در تله ای مهلک درگذشت. تله را برای دستگیری دزدان کار گذاشته بود. ۲۳) مارکوس لیسینیوس کراسوس: (سیاستمدار رومی ۱۱۵، ۵۳ ق.م) این رهبر بدنام و صراف رمی به دست سربازان پارتی با ریختن طلای مذاب در حلقش درگذشت. ۲۴) هنری اول: (پادشاه انگلیسی ۱۰۶۸،۱۱۳۵) در اثر افراط در خوردن مارماهی دچار ناراحتی روده شد و مرد. ۲۵) یوسف اشماعیلو: (کشتی گیر ترک) بر اثر سنگینی طلاهایی که به کمرش بسته بود در دریا غرق شد. چون نتوانست به راحتی شنا کند.

ما ایرانی ها ( این مطالب را حتما بخوانید )

ماها سینما نمی ریم و عوضش عشق می کنیم قبل از اینکه فیلم روی پرده سینما بره ما سی دیشو ببریم خونه! درضمن ما عاشق پرویز پرستویی هم هستیم! . . شب چهارشنبه سوری ترقه پرت می کنیم پشت پای زن همسایه که وقتی پرید بخندیم! وقتی تیم فوتبال مورد علاقه امون توی مسابقه می بازه شیشه اتوبوس واحد رو می شکنیم! سیزده بدر گند می زنیم به طبیعت! یعنی همیشه اینکارو می کنیم نه فقط سیزده بدرها! . . ما همه مادرزادی سیاستمدار به دنیا اومدیم اما استراتژی تک تکمون با همدیگه و با تمام دنیا متفاوته برای همین در هیچ موردی باهم توافق نداریم و بازهم به هم فحش می دیم! . . ما به اجدادمون خیلی احترام می ذاریم! مخصوصاً داریوش اینها! وقتی سر قبرشون میریم حتماً یه یادگاری هم با هرچی که دستمون باشه روی در و دیواراش می کنیم! . .ما امام زاده می سازیم! بعد پول می ندازیم و از امام زاده می خوایم که مشکلاتمون رو حل کنه! . .ما روز عاشورا تاسوعا نذری می دیم! اما برای اینکه زعفرون گرونه روی پلو گلرنگ می ریزیم! . .ما احتمالاً غیر از رامسر و کلاردشت جای دیگه ای از ایران رو ندیدیم اما حتماً دوبی رفتیم و فروشگاه عرض الهدایا رو دیدیم! بی برو برگرد هم یه عکسی توی صحرا روی شنها گرفتیم که به همسایه ها نشون بدیم! . .ما رانندگیمون حرف نداره! رانندگی بدون فحش و فضیحت برامون معنی نداره! چراغ راهنمایی عابرپیاده موتورسوار .... فقط یک کلمه از هر مورد کافیه ! . .ما - مخصوصاً لوس آنجلسی هامون- وقتی کانال تلویزیونی درست می کنیم یا هیمنطوری آب دوغ خیاری میارندمون توی یه برنامه ای مجری بشیم یا گزارش بدیم یا خدای نکرده به عنوان کارشناس حرف بزنیم از هر سه تا کلمه ای که می گیم چهار تاش انگلیسیه اونهم با هزار تا عشوه و ناز و غمزه شتری و صد البته تلفظ غلط غولوط!ا . .ماها عاشق رقص عربی هستیم! هرچی هم سنمون میره بالاتر علاقه امون به این رقص که تا ابد یادش نمیگیریم هی بیشتر و بیشتر میشه و اصرار می کنیم که باید توی همه مهمونی ها هنرمون رو نشون بدیم!البته دوستان خیلی اصرار می کنندا وگرنه ماها همه خجالتی هستیم و رقصمون نمیاد . .بشقاب و لیوانهای فرانسوی می خریم! لوسترهای ساخت چین می خریم! شکلات آیدین هدیه نمی بریم چون ایرانیه کلاسش پایینه! .. .موقعی که اتوبوس میاد حمله می کنیم! اگه اوضاع بحرانی بشه با آرنجمون می زنیم به کناریها راه رو باز می کنیم! آخه خسته هستیم باید زودتر بریم خونه! وقتی کسی نباشه هم همین که می شینیم با ماژیک پشت صندلی ها یادگاری می نویسیم که دفعه دیگه که سوار شدیم به دوستامون هنرمون رو نشون بدیم! . . .اما دوچیز برای ما خیلی مهمه: یک: ما هیچ وقت اجازه نخواهیم داد که روی هیچ نقشه ای خلیج فارس به خلیج عربی تبدیل بشه! دو: حواسمون هست که هرجا اسمی از فیلم کارتونی سیصد برده شد اعتراض کنیم نامه بنویسیم طوماراینترنتی امضا کنیم که چرا قیافه ما ایرانیها رو اینقدر وحشتناک کشیدند! آخه ما ایرانیها اونقدرا هم وحشتناک نیستیم __________________

شغل دوم این 66 نفر

- محمدرضا گلزار --- کلوب زيبايي 2- بهرام رادان --- کافي شاپ 3- پرويز پرستويي --- کارمند دادگستري (قبلاً) 4- پژمان بازغي --- فروش اقساطي خودرو 5- رضا صادقي --- کافي شاپ 6- علي لهراسبي --- تبليغات 7- تهمينه ميلاني --- معماري داخلي 8- قاسم افشار --- آهن فروشي 9- رضا کيانيان --- مجسمه سازي 10-حسين زمان --- استاد دانشگاه 11- يوسف تيموري --- فروشگاه لوستر فروشي 12- مهتاب کرامتي --- مزون لباس 13- محمد سلوکي --- پيک موتوري و نمايندگي پارس 14- نيما مسيحا --- کارخانه توليد واکس 15- فتحعلي اويسي --- کارمند شبکه اول سيما (قبلاً) 16- ليلا حاتمي --- کافي شاپ 17- محمود شهرياري --- فروش اشياء عتيقه (قبلاً) 18- بهنوش بختياري --- منشي صحنه 19- ساعد هدايتي --- کارمند بيمارستان 20- رضا رشيدپور --- محاسبات ساختماني 21- امين تارخ --- آموزشگاه بازيگري 22- سيد محمد حسيني --- معاملات املاک در امارات 23- بهرام شفيعي --- ساخت و ساز 24- مريلا زارعي --- تجارت 25- سيدجواد يحيوي--- کشت گندم 26- عليرضا دبير --- فروشگاه شکلات 27- رامبد جوان --- تبليغات 28- ماني رهنما ---- تدريس آواز و مربي دوچرخه سواري 29- مريم کاوياني --- پرستار 30- نيکي کريمي --- مترجم 31- شبنم قلي‌خاني --- مدرس دانشگاه 32- مرتضي حيدري --- سهامدار بانک 33-هرمز شجاعي مهر – سردبير خانواده سبز 34- سيدمحمدرضا حسينيان --- سردبير زندگي ايده‌آل 35- لاله صبوري --- مدير رستوران (قبلاً) 36- حميد غلامعلي --- کارمند بانک 37- رضا عطاران --- آتليه عکاسي 38- مجيد اخشابي --- استوديوي توليد موسيقي 39- مهرداد ميناوند --- معاملات املاک در امارات 40- بهاره رهنما --- نويسنده 41- حسين رفيعي --- آتليه نقاشي 42- محمد نصرتي --- فروشگاه لوازم صوتي و تصويري 43- پوريا پورسرخ --- طراحي فضاي سبز 44- شاهين آرين --- تالار پذيرايي 45- سپند و کمند اميرسليماني --- آتليه عکاسي 46- حسن جوهرچي--- تبليغات 47- علي دهکردي --- دفتر فيلمسازي 48- حميد استيلي --- بوتيک 49- محمدرضا فروتن --- دفتر طراحي داخلي 50- امير تاجيک --- مهندسي بدنه هواپيما (قبلاً) 51- سيد جواد هاشمي --- معلم 52- مريم اميرجلالي --- حسابدار 53- کريم باقري --- نمايشگاه اتومبيل 54- علي مصفا --- کافي‌شاپ 55- مرجان شيرمحمدي --- نويسنده 56- مسعود کيميايي --- مدرسه فيلمسازي 57- حميد خندان --- کافي شاپ 58- داريوش مهرجويي --- مترجم 59- عليرضا افتخاري --- ساخت و ساز 60- انديشه فولادوند --- تجارت 61- خشايار اعتمادي --- ساخت و ساز 62- نگار جواهريان --- روزنامه‌نگار 63- لاله اسکندري --- صنايع دستي 64- افشين يداللهي --- روانپزشک 65- گلاب آدينه --- کلاس بازيگري 66- محمد اصفهاني --- ساخت و ساز __________________

رازهای موفقيت

رازهای موفقيت درس نخوانيد. هيچکس از درس خواندن به جايي نرسيدهبه جز علي دايي. از کودکي معاملات زمين و مسکن را جدي بگيريد، همه که قرار نيست از دزدي بهجايي برسند. يک پدر پولدار براي خود دست و پا کنيد. از همان روز اول در بيمارستان باتطميع پرستار و يک جابجا کردن ساده ي دستبندهايتان يک عمر آسوده باشيد، بگذاريدبراي يک بار هم که شده يک بچه آريستوکرات دنبال معنويت بدود. اگر پدرِ پولدار نشدلااقل يک زن يا شوهر مايه دار براي خود دست و پا کنيد. يادتان باشد فيلم هاي هندي وآبگوشتي را براي شما ساخته اند و هنوز که هنوز است فلاسفه بر سر مفهوم عشق و زيباييبا هم دست به يقه اند اما بر سر مفهوم پول کسي شک ندارد. گنده گ… کنيد. به هرکسي رسيد بگوييد شرکت زده ايد و فلان پروژه را در دست انجام داريد. يادتان باشد يکگنده گ… موثر و بجا از يک رزومه پر و پيمان(c.v.) مفيدتر است. حتا اگر خال زشتي همروي صورتتان داريد با «محمد رضا شريفي نيا» طرح دوستي بريزيد. هر ماه ، پنج فيلم ازشما اکران مي شود و يک شبه از علافِ محله «قازقُل آباد» تبديل به سوپراستار دستنيافتني مي شويد. شما فقط ششصد ميليون تومان تا موفقيت فاصلهداريد. آن را تهيه کنيد بعد فيلم بسازيد. اگر هيچ تلاشي نکنيد حتما پرفروش ترينخواهد شد. راستي ، فکرش را نکنيد کارتِ کارگرداني هم با کارت سوخت مي آيد دممنزلتان. اگر حتي توي بيابان هاي جاده ي قم يا در اعماق کوير نمک يک تکه زمين داريد ديگرلازم نيست کاري بکنيد ، ثروت و موفقيت در چنگال شماست. لازم نيست پدربزرگ خيلي پولداري براي خود تهيه کنيد كافيست فقط يک خانه ي کلنگيحوالي شاسكول آباد داشته باشد ، بسِ تان است. اول پدربزرگ مهربان را به خانه ي آخرتراهنمايي کنيد. سپس خانه را بکوبيد و با چند فرغون بتُن ، پي ريزي کنيد و چند تاستون لاغرتر از گردن مرتاض هاي هندو را هم عَلَم کنيد و تيغه بزنيد و آن را متری (قيمت پايه) يک ميليون و سيصد معامله کنيد. هميشه به خاطر داشته باشيد در زلزلهتهران خشک و تر با هم مي سوزند و هرچه بسازيد« کُن فيَکون » خواهد شد پس خرج بيخودنکنيد. توليدي« خنزر پنزر » بزنيد. مثلا زير کفش بسازيد نه خود کفش. کفش را چيني ها ميسازند. دريک شرکت دولتي استخدام شويد. از هرکس به دستتان رسيد پله اي بسازيد و پله پله بالا،بالاتر و به ملاقات خدا برويد به آنجا که رسيديد يادتان نرود روي ماه خدا راببوسيد. در ضمن به ياد داشته باشيد کسي که نخواهد بالا برود غيرمستقيم قبول کردهنردبان اين و آن باشد. در مسابقات فوتبال سالني جام رمضان شرکت کنيد و هرچيز و هرکس را کهديديد «دريبل» بزنيد. توجه داشته باشيد که براي کار تيمي به کسي پول نمي دهند.برايمطالعه بيشتر در اين خصوص فيلمهاي علي کريمي را ببينيد. اگر هيچ هوش واستعدادي نداريد لااقل کُشتي بگيريد. براي فتيله پيچ کردن يا اجراي «سَگَک دوبل »کهنبايد استعداد خدادادي داشت، «خر زور بودن» کفايت مي کند. يکي دو سال کشتي بگيريدبعد کانديداي شوراي شهر بشويد. در خيابان استاد نجات اللهي، مغازه ي فروش کارتتبريک هاي ژيگولي وعروسک پشمالو بزنيد. از فروش قبل از روز «‌وَلِنتاين» به نان ونوايي مي رسيد. جعل سند کنيد و آرم طرح ترافيک دولتي بگيريد و دانه اي پانصد تومان آزاد بفروشيد. وقتي هم گند قضيه درآمد راست راست براي خودتان در اداره راه برويد و به چشمهمکارانتان زُل بزنيد، آنقدر زل بزنيد که آنها به خودشان شک کرده و در پايان وقتاداري خود را به اولين پاسگاه کلانتري معرفي نمايند

بدو دعوت نامه کلوب

http://www.cloob.com/user/register/step1/edt/1215869846/frnd/775226/code/109120d7023ee1edabd9bbb3bc4addd5 حالشو ببرید دعوت نامه بدو 15 روز محلت دارید

۲۵ مرگ عجیب در دنیا

) آرنولد بنت: داستان نویس انگلیسی(۱۸۶۷،۱۹۳۱) وی برای آنکه ثابت کند آب شهر پاریس از نظر بهداشتی کاملا سالم است، یک لیوان از آن را خورد و در اثر تیفوئید ناشی از آن در گذشت! ۲) آگاتوکلس: (خودکامه سراکیوز ۳۶۱، ۲۸۹ ق.م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد. ۳) آلن پینکرتون: (موسس آژانس کارآگاهی آمریکا ۱۸۱۹، ۱۸۸۴) هنگام نرمش صبحگاهی به زمین خورد و زبانش لای دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقاریای ناشی از این زخم درگذشت. ۴) آیزادورا دانکن: (رقاص آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۲۷) هنگامی که در اتومبیل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبیل گیر کرد و گردنش شکست و خفه شد. ۵) اسکندر کبیر: (پادشاه مقدونی ۳۵۶ ،۳۲۳ ق.م) به دنبال دو روز میگساری و عیاشی در اثر تب درگذشت. ۶) الکساندر: (پادشاه یونان ۸۹۳،۱ ۱۹۲۰) یک میمون خانگی گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت. ۷) تامس آت وی: (نمایشنامه نویس انگلیسی ۱۶۵۲، ۱۶۸۵) مرد فقیری بود. به دنبال روزها گرسنگی سرانجام یک گیته به دست آورد و با آن یک دست پیچ گوشت خرید و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گیرش شد و خفه اش کرد! ۸) تامس می: (مورخ انگلیسی ۵۹۵،۱ ۱۶۵۰) بر اثر بلعیدن غذای زیادی، خفه شد. ۹) جان وینسون: (ماجرا جوی بریتانیا ۱۵۵۷، ۱۶۲۹) وی در ۷۲ سالگی از اسب به زمین افتاد و میخی وارونه بر زمین افتاده بود، در سرش فرو رفت. ۱۰) جروم ناپلئون بناپارت: (آخرین بناپارت آمریکایی ۱۸۷۸، ۱۹۴۵) در سنترال پارک نیویورک، پایش به زنجیر سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخم های حاصله در گذشت. ۱۱) جورج دوک کلارنس: (انگلیسی ۱۴۴۹،۱۴۷۸) به دستور برادرش ریچارد سوم در خمره شراب خفه شد. ۱۲) جیمز داگلاس ارل مورتون: (۱۵۲۵،۱۵۸۱) بوسیله دستگاهی شبیه گیوتین که خودش آن را به اسکاتلندیان معرفی کرده بود، سر بریده شد. ۱۳) رودولفونی یرو: (ژنرال مکزیکی ۱۸۸۰، ۱۹۱۷) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگینی طلاهایی که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد. ۱۴) زئوکسیس: (نقاش یونان قرن پنجم ق.م) به تصویری که از یک ساحره پیر کشیده بود آنقدر خندید که یکی از رگ هایش پاره شد و مرد! ۱۵) ژراردونرال: (نویسنده فرانسوی ۱۸۰۸ ،۱۸۵۵) با بند پیشبند، خودرا از تیر چراغ برق خیابان حلق آویز کرد. ۱۶) فرانسیس بیکن: (۱۵۶۱،۱۶۲۶) براثر گرفتاری در یک سرمای ناگهانی گرفتار شد و درگذشت. ۱۷) فالک فیتز وارن چهارم: (بارون انگلیسی ۱۲۳۰، ۱۲۶۴) در بازگشت از یک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشیده بود، در درون زره اش خفه شد. ۱۸) کلادیوس اول: (امپراتور روم ۵۴ ب م. ۱۰ ق.م) با یک پر آغشته به سم خفه شد. ۱۹) کنت اریک مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ:(۱۸۶۰، ۱۸۹۵) این انگلیسی در اثر خشم ناشی از مستی، با سیخ بخاری به دوستش حمله کرد، اما خودش توی بخاری افتاد و سوخت. ۲۰) گریگوری یفیموویچ راسپوتین: (۱۸۷۱،۱۹۱۶) وزنه ای به بدنش بستند و در رود نوا غرقش کردند. ۲۱) لایونل جانسن: (شاعر انگلیسی ۱۸۶۷ ،۱۹۰۲) از روی چهارپایه پشت بار به زمین افتاد و در اثر زخمهای حاصله در گذشت. ۲۲) لنگی کالیر: (کلکسیونر آمریکایی ۱۸۸۶،۱۹۴۷) در خانه خود و در تله ای مهلک درگذشت. تله را برای دستگیری دزدان کار گذاشته بود. ۲۳) مارکوس لیسینیوس کراسوس: (سیاستمدار رومی ۱۱۵، ۵۳ ق.م) این رهبر بدنام و صراف رمی به دست سربازان پارتی با ریختن طلای مذاب در حلقش درگذشت. ۲۴) هنری اول: (پادشاه انگلیسی ۱۰۶۸،۱۱۳۵) در اثر افراط در خوردن مارماهی دچار ناراحتی روده شد و مرد. ۲۵) یوسف اشماعیلو: (کشتی گیر ترک) بر اثر سنگینی طلاهایی که به کمرش بسته بود در دریا غرق شد. چون نتوانست به راحتی شنا کند. __________________

حکام چت کردن >> ویرایش جدید <<

احکام چت کردن . . . . . . . . . . . . * اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند ، واجب است كه قبل از شروع چت ، صيغهء حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود . اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكار جاري گردد. * كليك كردن هر دو نفر مستحب است. * بديهي ايست كه اين صيغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهون و چه عمدن ، صيغه خود به خود فسخ مي گردد. * اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد.زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجرهء چت يا بيشتر از آن نيستند. * دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغهء مجازي محرميت استفاده كنند و حق استفاده از صيغهء مجازي حلاليت را ندارند ( چت در حد سلام و احوالپرسي و با درصد اروتيك كمتر) . * صيغهء مجازي محرميت ، همچون صيغهء مجازي حلاليت ، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهد گرفت. * تمام احكام جاري شدن و فسخ اين دو نوع صيغه يكسان مي باشد. * مردان متاهل حق باز كردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجرهء توامان چت را ندارند. * فرستادن هر نوع ايكون بعد از جاري شدن صيغه حلال مي باشد. * چنانچه ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، اين ايكون حرام زاده بوده و احكام ايكون هاي حرمزاده در مورد آن مصداق دارد. * اگر به هر علت غير ارادي ، مثل وقوع زلزله ، تسك كردن ناگهاني سيستم ، قطع شدن كانكشن يكي از دو طرف و قس الي الهذا ، ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، احكام ايكون هاي حرامزادهء مشبهه بر آن صادق است. * بستن پنجرهء چت به اختيار مردان مي باشد . چنانچه زني قبل از مرد اقدام به بستن آن بكند ، واجب است تا 4 روز عدهء پنچرهء بسته شده را به جا بياورد . قبل از پايان عده ، حق چت با هيچ ذكور ديگري را ندارد. * چنانچه زن متاهلي با يا بدون جاري شدن صيغهء مجازي حلاليت اقدام به چت با مردي بكند ، اين چت به منزلهء زناي محصنهء مجازي بوده و حد سنگسار مجازي بر او لازم مي گردد. * اگر مردي اقدام به چت با زني متاهل بنمايد ، با علم به متاهل بودن زن ، حتي در صورت جاري شدن صيغهءمجازي حلاليت حد تعزيري شلاق اينترنتي بر او لازم مي گردد. * زنان و مردان مشمول صيغهء مجازي حلاليت ، در صورت چت كردن بدون جاري نمودن صيغه ، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزيري شلاق اينترني محكوم شده و در صورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد ( ه ) في النت بوده و اجراي حكم اعدام اينترنتي بر آنان لازم است.

آخرین کلمات یک ...

آخرين کلمات يک الکتريسين : خوب حالا روشنش کن... آخرين کلمات يک انسان عصر حجر : فکر ميکنی توی اين غار چيه؟ آخرين کلمات يک بندباز : نميدونم چرا چشمام سياهی ميره... آخرين کلمات يک بيمار : مطمئنيد که اين آمپول بي خطره؟ آخرين کلمات يک پزشک : راستش تشخيص اوليه ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه... آخرين کلمات يک پليس : شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره... آخرين کلمات يک جلاد : ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد... آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون : اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست... آخرين کلمات يک چترباز : پس چترم کو؟ آخرين کلمات يک خبرنگار : بله، سيل داره به طرفمون مياد... آخرين کلمات يک خلبان : ببينم چرخها باز شدند يا نه؟ آخرين کلمات يک خون آشام : نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه! آخرين کلمات يک داور فوتبال : نخير آفسايد نبود! آخرين کلمات يک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی... آخرين کلمات يک دوچرخه سوار : نخير تقدم با منه! آخرين کلمات يک ديوانه : من يه پرنده ام! آخرين کلمات يک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو؟... آخرين کلمات يک غواص : نه اين طرفها کوسه وجود نداره.. آخرين کلمات يک فضانورد : برای يک ربع ديگه هوا دارم... آخرين کلمات يک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم... آخرين کلمات يک قهرمان : کمک نميخوام، همه اش سه نفرند... آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی : قضيه روشنه، قاتل شما هستيد! آخرين کلمات يک کامپيوتر : هاردديسک پاک شده است... آخرين کلمات يک گروگان : من که ميدونم تو عرضه ی شليک کردن نداری... آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه : اين آزمايش کاملاً بي خطره... آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه.. آخرين کلمات يک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه! آخرين کلمات يک ملوان: من چه مي دونستم که بايد شنا بلد باشم؟ آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم... آخرين کلمات يک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم؟

مدل های بله گفتن خانمها سر سفره عقد !!

تاحالا به نوع بله گفتن خانومها سر سفره عقد دقت کردین؟ بسته به گرایش یا علاقه هر کسی یه جور بله میگه . مثلا: عروس عادی : با اجازه بزرگترها بله عروس لوس: بع..........له... عروس زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،...، زن عمو ، ... (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله !( عروس خارج رفته: با پرمیشن گریت ترهای فمیلی ... آ یس عروس خجالتی: اوهوم عروس پاچه ورمالیده: به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره.... عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، ...، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند،... آری عروس زیادی مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین ... اعوذ با... منم شیطان رجیم یس و القرآن الحکیم .... الی آخر .... ( و در آخر ) نعم عروس فمنیست: یعنی چی؟! چه معنی داره همش ما بگیم بله ... چقدر زن باید تو سری خور باشه چرا همش از ما سؤال میپرسن ! ... یه بار هم از این مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسین ... فقط باید زد تو سرشون و بهشون گفت همینه که هست میخوای بخواه نمیخوای هم.....

آگهی مناقصه

http://i26.tinypic.com/2luzady.jpg

ویروسکش های عصر حجر

http://www.iranmania.com/fun/pics/images/actual/stoneage02.jpg

پست الکترونیکی

ندارم ات ساین هیج جا دات کام . . . . . . . . . . مرد بيکاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره باهاش مصاحبه کرد و تميز کردن زمين‌ رو به عنوان نمونه کار ديد و گفت: «شما استخدام شدين، آدرس ايميل‌تون رو بدين تا فرم‌هاي مربوطه رو برا‌تون بفرستم تا پر کنين و همين‌طور تاريخي که بايد کار رو شروع کنين...» مرد جواب داد: «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!» رئيس هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين و کسي که وجود خارجي نداره، شغل هم نمي‌تونه داشته باشه.» مرد در کمال نوميدي اونجا رو ترک کرد. نمي‌دونست با تنها 10 دلاري که در جيبش داشت چه کار کنه. تصميم گرفت به سوپرمارکتي بره و يک صندوق 10 کيلويي گوجه‌فرنگي بخره. يعد به در خونه ها رفت و گوجه‌فرنگي‌ها رو فروخت. در کمتر ازدو ساعت، تونست سرمايش رو دو برابر کنه. اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهميد مي‌تونه به اين طريق زندگي‌ش رو بگذرونه، و شروع کرد به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. درنتيجه پولش هر روز دو يا سه برابر مي‌شد. به زودي يه گاري خريد، بعد يه کاميون، و به زودي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت... پنج سال بعد، مرد ديگه يکي از بزرگترين خرده‌فروشان آمريکاست. شروع کرد تا براي آينده‌ي خانواد‌ش برنامه‌ريزي کنه، و تصميم گرفت بيمه‌ي عمر بگيره. به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب کرد. وقتي صحبت‌شون به نتيجه رسيد، نماينده‌ي بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من ايميل ندارم.» نماينده‌ي بيمه با کنجکاوي پرسيد: «شما ايميل ندارين، ولي با اين حال تونستين يک امپراتوري در شغل خودتون به وجود بيارين. مي‌تونين فکر کنين به کجاها مي‌رسيدين اگه يه ايميل هم داشتين؟» مرد براي مدتي فکر کرد و گفت: آره! احتمالاً مي‌شدم يه آبدارچي در شرکت مايکروسافت.

با عرض معذرت از همه!!!!!!!!!!!!!!!

طنز : با عرض معذرت از همه دختر پسر ها ! دخترها نمي‌توانند 1- با داشتن دماغي تير كموني يا عقابي متاليك به جراح مراجه نكنند! 2- با ديدن يكي از خودشون خوش تيپ‌تر، ميگرن نگيرن و از زور ناراحتي غش نكنند! 3- با داشتن قدي كوتاه كفش پاشنه 60 سانتي نپوشند و احساس قد بلندي نكنند! 4- روزي 24 ساعت با تلفن حرف نزنند! 5- روزي 30-40 هزار تومان آت و اشغال نخرند! 6- از مهموني و عروسي و براي هم خالي نبندند و با خالي‌بندي لايه اوزون رو جر ندهند! 7- با يه دماغ عمل كرده احساس خوشگلي نكنند و فكر نكنند كه مادر زادي همينجوري بودن! 8- مطالب چرت و پرت اين قسمت رو بخونند و از عصبانيت سكته نكنند! پسرها نمي‌توانند 1- با داشتن هيكلي ضايع تيشرت تنگ نپوشند و فيگور نگيرند! 2- از كلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تيغه نكنند و after shave نزنند! 3- پس از يافتن اولين مو در پشت لب احساس مردانگي نكنند و به فكر ازدواج نيفتند! 4- در مهمانيها و محافل خانوادگي احساس با مزگي نكنند و چرت و پرت نگويند! 5- ادعاي با مرامي و با معرفتي و با وفايي و غيره نكنند! 6- كت و شلوار صورتي با بلوز زرد نپوشند و كراوات قهوه‌اي نزنند! 7- احساس با غيرتي نكنند و راه به راه به آبجي كوچيكه گير ندهند! 8- از 9 سالگي پشت ماشين باباشون نشينند و پدر ماشين رو در نيارند! 9- مطالب چرت و پرت نگند و از خودشون تعريف نكنند! __________________