نوشیدنی انرژی زا
دانشمندان دریافتهاند که نوشیدنیهای ورزشی میتواند کارایی ورزشی را افزایش دهد، حتی اگر بدون فروبردنشان بیرون ریخته شوند.
بنا بر گفتهی محققان؛ رکورد های ثبت شده توسط دوچرخهسواران شرکت کننده در یک آزمون تایم تریل در حالتیکه مرتبا در حین مسابقه دهانشان را با نوشیدنیهای انرژی زا شستشو میدادند، به مراتب سریع تر بوده است.
همان گروه از دوچرخهسواران نتوانستند با نوشیدن یک نوشیدنی بیاثر حاوی شیرین کنندههای مصنوعی کارایی بهتری از خود نشان دهند.
نوشیدنیهای پرانرژی سرشار از کربوهیدراتها هستند و توسط ورزشکاران استقامت برای جایگزینی گلیکوژن – نوعی از کلوگز که در بدن برای آزادسازی انرژی ذخیره میشود- استفاده می گردند.
محققان عقیده دارند که گیرندههای حسی شیمیایی دهان با فرستادن پیامهایی به مغز در واکنش به کربوهیدراتهای موجود در نوشیدنی، سبب احساس سهولت ورزش میشوند. در نتیجه ورزشکاران میتوانند بیشتر از بدنشان کار بکشند.
اد چمبرز (Ed Chambers) که سرپرستی این تحقیق را در دانشگاه برمنگام بر عهده داشتهاست، میگوید:«قسمت عمدهی سودرسانی کربوهیدراتها در نوشیدنیهای ورزشی بیشتر از پیامهایی است که مستقیما از دهان به مغز صادر میشود نه انرژیای که برای ماهیچهها تامین میکنند.»
در این آزمایش ورزشی، از هشت دوچرخهسوار استقامت خواسته شده بود تا هر 8 دقیقه جرعههایی از سه نوشیدنی حاوی گلوکز یا مالتودکسترین (Maltodextrin) کربوهیدرات و یا نوشیدنی بیاثر حاوی مواد شیرین مصنوعی را به دهان بگیرند و پس از شستشوی دهانشان، آن را در یک کاسه تف کنند. ورزشکاران و حتی دانشمندان پیش از آزمون نمیدانستند که کدام نوشیدنی به کدام ورزشکار داده خواهد شد.
در گزارشی که در مجله فیزیولوژی (Journal of Physiology) چاپ شده است، چمبرز بیان کرده است که رکوردهای دوچرخهسواران با استفاده از نوشیدنیهای ورزشی (وبدون بلعیدن آن) به طور متوسط 2 تا 3 درصد سریعتر بودهاند. زمان ثبت شده ورزشکاران در آزمون تایم تریلی که نوشیدنی گلوکزدار در اختیارشان بوده است به طور متوسط 60.4 دقیقه بوده است که همین زمان برای آنان با داشتن نوشیدنی بیاثر 61.6 دقیقه بوده است. همچنین آنها توانستند به ترتبب زمانهای 62.6 و 64.6 دقیقه را در آزمونیهایی که نوشیدنیهای کربوهیدرات دار و بیاثر را سرکشیدهاند، ثبت کنند.
تصویر برداری از مغز این ورزشکاران نشان داده است که گلوکز یا مالتودکسترین بر خلاف شیرینکنندههای مصنوعی سبب تحریک و فعال سازی حوزههای سرخوشی یا پاداش در مغز میشوند. گمان میرود که این امر سبب کاهش ادراک ورزشکاران از میزان تلاشی می شود که در فعالیت بدنی صرف میکنند و آنان را قادر میسازد تا مدت زمان طولانیتری و به طور جدیتری ورزش کنند.
این تحقیق بر اساس فرضیه حکمران مرکزی (Central Governor Hypothesis) پایه ریزی شده است که بر اساس آن محدودیت کارایی فرد به خاطر ماهیچهها، قلب یا ششها نیستند بلکه مغز عامل آن است.
